السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

778

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

ابراهيم‌بن عبيداللَّه بن‌علاء ، از پدرش ، از زيدبن‌على ، از پدرش ، از جدّش ، از علىّبن ابيطالب كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم روزى كه خيبر را فتح كرد ، فرمود : « اگر نبود كه گروهى از امّتم درباره‌ى تو آن گويند كه نصارى درباره‌ى عيسىبن مريم گفتند ، امروز در ميان گروهى از مسلمانان درباره‌ى تو سخنى مىگفتم كه از خاك پاهايت و اضافه‌ى آب وضويت برمىگرفتند و به آن شفا مىجستند و ليكن تو را بسنده است كه از من باشى و من از تو ، از من ارث برى و من از تو ارث برم . و تو نسبت به من به منزله‌ى هارون نسبت به موسى هستى جز اين كه بعد از من پيامبرى نيست ، و تو بدهى مرا مىپردازى و مطابق سنّتم مىجنگى و تو در آخرت نزديك‌ترين مردم به من هستى ، و تو فردا جانشين من بر حوض مىباشى و منافقان را از آن دور مىنمايى و تو نخستين كسى هستى كه بر من كنار حوض وارد مىشوى و تو نخستين فرد امّتم هستى كه وارد بهشت مىشوى ، و شيعيانت گرداگرد من به منبرهايى از نور ، سيراب سيراب شده و صورت‌هايشان سفيد مىباشند . شفاعتشان مىكنم و فردا در بهشت همسايگان من خواهند بود . و دشمن تو تشنه‌ى تشنه شده ، چهره‌هايشان سياه شده ، از سيراب‌شدن منع شده‌اند ، جنگ با تو جنگ با من ، و صلح با تو صلح با من ، و راز تو راز من و آشكار تو آشكار من ، و نهان سينه‌ات همانند نهان سينه‌ى من است ، و تو درِ دانشِ من هستى ، و پسر تو پسرِ من ، و گوشت تو گوشت من ، و خون تو خونِ من است ، و حق با تو است و بر زبان و در قلب و ميان چشمان تو است ، و ايمان آميخته با گوشت و خون تو است همان‌گونه كه با گوشت و خون من آميخته شده است . و خداوند عزّوجل مرا فرمان داد تو را بشارت دهم كه تو و خانواده‌ات در بهشت هستيد ، و دشمنت در دوزخ است ، دشمن تو كنار حوض بر من وارد نمىشود ، و دوستدار تو از آن غايب نمىشود . » على فرمود : پس براى خداى سبحانه و تعالى به سجده افتادم ، و او را سپاس گفتم بر آن‌چه از اسلام و قرآن بر من ارزانى داشت ، و نزد خاتم‌النّبيّن و سيّدالمرسلين صلى الله عليه و آله و سلم مرا محبوب قرار داد . » « 1 »

--> ( 1 ) . مناقب خوارزمى / 75 .